به امید باران

پر پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها


سیمین بانو....
به شکوفه ها... 
به باران.... 
برسان سلام ما را.... 

 

سیمین بهبهانی ، بانوی غزل دیده از جهان بربست

روحش شاد 

 

Photo: ‎به

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 16:19 توسط زهره| |


حیاط خانه ی ما تنهاست
حیاط خانه ی ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه میکشد
و حوض خانه ی ما خالیست
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک میافتند
و از میان پنجره های پریده رنگ خانه ی ماهی ها
شب ها صدای سرفه میآید
حیاط خانه ی ما تنهاست 

فروغ فرخزاد

 

Photo: ‎حیاط خانه ی  ما تنهاست
حیاط خانه ی  ما
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه میکشد
و حوض خانه ی ما خالیست
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک میافتند
 و از میان پنجره های   پریده رنگ خانه ی ماهی ها
شب ها صدای سرفه میآید
حیاط خانه ی ما تنهاست 

فروغ فرخزاد‎

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 23:49 توسط زهره| |


این شعر زیبا را، شاعر گرانمایه ی ایرانی، هادی خرسندی برای لحظات سرنوشت ساز، سیمین بهبهانی سروده....

نفس میکشم زیر این دستگاه 
تعارف ندارم، نفس نه، که آه

همان آه پر آتش سینه سوز 
همان یار روز و شب و سال و ماه

به جز این نه دیگر لبم را کلام 
به جز این نه دیگر به چشمم نگاه

نه دیگر به گوشم خبرهای تلخ 
که میداد زجرم غروب و پگاه

من از این خبرها به جان آمدم 
که ماتم فزا بود و نادلبخواه

چه شد؟ خاک شد خانه ای زیر بمب 
چه شد؟ کشته شد عده ای بی گناه

چه شد؟ بشکه ها پر شد از نفت و خون 
چه شد؟ کودکستان، شد آرامگاه

چه شد؟ باز هم شد زنی سنگسار 
که حکمش قرائت شده قاه قاه

نفس میکشم، «آه» یعنی نفس 
همین دارم از زنده بودن گواه

مخور غم که دُوری دگر میزنم 
چنانچه رسیدم به پایان راه

معاد من آن پر ورق دفتر است 
نگیرید حرف مرا اشتباه

من آنم که فانوس مردم شدم 
به دوران ظلمتگر دل سیاه

من آنم که فریاد ملت شدم 
زمانی که میشد امیدش تباه

من آنم که با بال شعر و سخن 
رساندم خودم را به خورشید و ماه

خوشا که وطن را بسازیم باز
بگیریم در زیر سقفش پناه

شما از برون دست بالا زنید
و من نیز از زیر این دستگاه!

 

Photo: ‎این شعر زیبا را، شاعر گرانمایه ی ایرانی، هادی خرسندی برای لحظات سرنوشت ساز، سیمین بهبهانی سروده....

نفس میکشم زیر این دستگاه 
تعارف ندارم، نفس نه، که آه

همان آه پر آتش سینه سوز 
همان یار روز و شب و سال و ماه

به جز این نه دیگر لبم را کلام 
به جز این نه دیگر به چشمم نگاه

نه دیگر به گوشم خبرهای تلخ 
که میداد زجرم غروب و پگاه

من از این خبرها به جان آمدم 
که ماتم فزا بود و نادلبخواه

چه شد؟ خاک شد خانه ای زیر بمب 
چه شد؟ کشته شد عده ای بی گناه

چه شد؟ بشکه ها پر شد از نفت و خون 
چه شد؟ کودکستان، شد آرامگاه

چه شد؟ باز هم شد زنی سنگسار 
که حکمش قرائت شده قاه قاه

نفس میکشم، «آه» یعنی نفس 
همین دارم از زنده بودن گواه

مخور غم که دُوری دگر میزنم 
چنانچه رسیدم به پایان راه

معاد من آن پر ورق دفتر است 
نگیرید حرف مرا اشتباه

من آنم که فانوس مردم شدم 
به دوران ظلمتگر دل سیاه

من آنم که فریاد ملت شدم 
زمانی که میشد امیدش تباه

من آنم که با بال شعر و سخن 
رساندم خودم را به خورشید و ماه

خوشا که وطن را بسازیم باز
بگیریم در زیر سقفش پناه

شما از برون دست بالا زنید
و من نیز از زیر این دستگاه!‎

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 22:14 توسط زهره| |


حرفی دارم

که تاکنون آن را ننوشته ام

زیرا سفید تر از کاغذ هاست...

بیژن جلالی

 

Photo: ‎حرفی دارم

که تاکنون آن را ننوشته ام
          
زیرا سفید تر از کاغذ هاست...

 بیژن جلالی‎

نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 11:50 توسط زهره| |


دیوانگی ات را پنهان نکن!

الن گینسبرگ

 

Photo: ‎دیوانگی ات را پنهان نکن!

الن گینسبرگ‎

نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 11:41 توسط زهره| |


واقعیت این است که
هر کسی آزرده ات خواهد کرد 
فقط باید کسانی را پیدا کنی 
که ارزشِ تحملِ رنج را داشته باشند !

باب مارلی

 

Photo: ‎واقعیت این است که
هر کسی آزرده ات خواهد کرد 
فقط باید کسانی را پیدا کنی 
که ارزشِ تحملِ رنج را داشته باشند !

باب مارلی‎

نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 11:40 توسط زهره| |


هیچ دردی بزرگ تر از این نیست که داستانی ناگفته را در خود نگه دارید

مایا آنجلو

 

Photo: ‎هیچ دردی بزرگ تر از این نیست که داستانی ناگفته را در خود نگه دارید

مایا آنجلو‎

نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 11:31 توسط زهره| |


اگه زندگیتون خسته کننده و فلاکت بار شده و دلیلش این باشه که حرف مادرتونو گوش دادید، حرف پدرتونو، حرف معلمتونو، حرف یه روحانی یا یه نفر تو تلویزیون که می گه چه غلطی بکنید، پس حقتونه.

فرانک زاپا

 

این پست رو از لجم گذاشتم تازه دهن کجی هم کرده 

 

Photo: ‎اگه زندگیتون خسته کننده و فلاکت بار شده و دلیلش این باشه که حرف مادرتونو گوش دادید، حرف پدرتونو، حرف معلمتونو، حرف یه روحانی یا یه نفر تو تلویزیون که می گه چه غلطی بکنید، پس حقتونه.

فرانک زاپا‎

نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 11:29 توسط زهره| |

خدایا فقط یک روز به جای باران از آسمان صلح بباران!

 

Photo: ‎اکازیون واقعی!

من روحم را به تو میدهم آنرا می فروشم!

مرا بخر!

برایت یک عمر نماز می خوانم و هر ماه روزه می گیرم! حجابم را رعایت خواهم کرد! حتی به صومعه می روم!یا مسجد یا دیریا هرجا که تو بخواهی!

من هر روز شکر می کنم و هر روز در مقابلت به خاک خواهم افتاد مرا به هر جا می خواهی ببر من تسلیم تو ام! و حتی حاضرم بی واسطه به جهنم بروم! و قید بهشتت را بزنم!

مرا بخرمن تنها چیزی که صاحبش هستم را به تو می فروشم تمام روحم را! بی واسطه یا با واسطه!هر طور که تو بخواهی!

اگر می خواهی جبرییلت را بفرست یا عزراییل مهم نیست!یا حتی ابلیس! من خودم را می فروشم! و اگر مرا باور نداری حاضرم هرجا را که لازم می دانی انگشت بزنم!رسید بدهم یا فاکتور تهیه کنم!

من خودم را در ازای ذره ای صلح به تو می فروشم! بدون کمترین چشم داشتی به بهشت و درخت و باغ و حور و پریهایت!

مرا بخر و به دنیا یک مشت صلح هدیه کن!

مرا بخر و بگذار این جهان لعنتی مدتی در صلح زندگی کند!

مرا بخرجهنم ضرربهشتت را نمی خواهم این دنیا را برای مردم بهشت کن!

بگذار فلسطینی ها شب راحت بخوابند بگذارلبنانیها آرام باشند بگذار عراقیها را کسی سر نبرد بگذار افغانیها از تحقیر و توهین دور بمانند بگذار ما بی هسته یا با هسته شاد زندگی کنیم بگذار ما آدم باشیم! یا انسان یا حتی گور خراما شاد زندگی کنیم از این 60-70 سال زندگی بنده هایت در گذر و بگذار لبخند بزنیم!

باور کن برای این کره ی خاکی حتی قطره ای صلح کافی است فقط یک روز به جای باران از اسمان صلح بباران!

مهم نیست که دولتمردان چه می کنند  مهم نیست که ما چقدر وحشی هستیم تو مگر خدا نیستی  خدایی کن و به دنیا یک مشت صلح هدیه کن!

ژیلا طهماسبی‎

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 11:8 توسط زهره| |


باید یک مکانی باشد. هر مکانی ، حتی یک مکان خیالی ، تا بتوانیم به آنجا برویم و از نو زاده شده برگردیم.

پوست انداختن
فوئنتس

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 22:44 توسط زهره| |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت