بر شانهیِ من کبوتریست که از دهانِ تو آب میخورد
بر شانهیِ من کبوتریست که گلوی مرا تازه میکند.
بر شانهیِ من کبوتریست باوقار و خوب
که با من از روشنی سخن میگوید
و از انسان ــ که ربالنوعِ همه خداهاست.
من با انسان در ابدیتی پُرستاره گام میزنم.
احمد شاملو

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:24 توسط زهره
|
زیر آسمانی بی رنگ و بی جلا زندگی می کنیم