لطفا بوق نزنید!
پیاده رو در فکری بلند فرو رفته است
و برگها در نجوایی گنگ هم قسم شده اند بمیرند
من در حاشیه ی مرگ و زندگی قدم می زنم
در خلسه ی پیاده رویی که چشمهای مرا
به عمیق ترین زبان دنیا ترجمه می کند...
ژیلا طهماسبی

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14:35 توسط زهره
|
زیر آسمانی بی رنگ و بی جلا زندگی می کنیم